هبو

واژه «هبو» در زبان فارسی و عربی معانی گوناگونی دارد و بسته به کاربرد، مفهوم آن تغییر می‌کند. یکی از رایج‌ترین معناهای آن هوو است، یعنی زنی که با زن دیگر در داشتن یک شوهر مشترک است و به آن همشوی یا ضَرّه نیز گفته می‌شود. در این معنا، این کلمه بیشتر در متون قدیمی و گفتار عامیانه دیده می‌شود. هبو همچنین نام گروهی از تازیان و قبیله‌ای عربی بوده که در منابع تاریخی از آن یاد شده است. در معنایی دیگر که ریشه عربی دارد، هبو به بلند شدن گرد و غبار گفته می‌شود، مانند زمانی که خاک به هوا برمی‌خیزد. از همین معنا، مفهوم غبار پراکنده و سبک نیز برداشت شده است. در برخی منابع، هبو به گریختن یا از میان رفتن هم اشاره دارد. حتی برای خاموش شدن آتش و خاکستر شدن آن نیز به کار رفته است. در قرآن نیز این کلمه به معنای غبار پراکنده و نابودشدنی آمده است.

لغت نامه دهخدا

هبو. [ هََ ] ( اِ ) هوو. همشوی. وسنی. ضرة. بنانج. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به هوو شود.
هبو. [ هََ ب ْوْ ] ( اِخ ) نام گروهی از تازیان. ( ناظم الاطباء ). حیی است از عرب. ( منتهی الارب ).
هبو. [ هَُ ب ُوو ] ( ع مص ) بلند برآمدن گرد وخاک. ( ناظم الاطباء ). بلند برآمدن غبار. ( منتهی الارب ) ( معجم متن اللغة ) ( اقرب الموارد ). || گریختن. || مردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء )( معجم متن اللغة ) ( اقرب الموارد ). || مخلوط شدن خاکستر با خاک. ( اقرب الموارد ) ( معجم متن اللغة ). || خاکستر شدن آتش. ( معجم متن اللغة ).

فرهنگ فارسی

(صفت ) زنی که بازن دیگردرشوهر مشترک باشد
بلند بر آمدن گرد خاک گریختن

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۲(بار)
غبار. کوبیده شود کوهها بطور کامل و غبار پراکنده گردد. آیه راجع به حبط اعمال کفار در آخرت است یعنی: می‏آییم به آنچه کرده‏اند و آن را غبار پراکنده گردانیم نظیر. این لفظ دوبار بیشتر در کلام الله نیامده است.