واژه «نوگواره» در منابع لغوی و فرهنگهای فارسی کهن به معنای فردی پرحرف، هرزهگو و بسیارگو به کار رفته است. این واژه برای توصیف شخصی استفاده میشود که در سخن گفتن افراط دارد و بدون ضرورت یا تأمل زیاد صحبت میکند. در متون قدیمی، «نوگواره» گاهی بار معنایی منفی داشته و به افرادی اطلاق میشده که گفتارشان بیهدف یا بیارزش تلقی میگردیده است. از نظر ساختار زبانی، این واژه از ترکیب عناصر قدیمی فارسی ساخته شده و به ویژگی رفتاری در گفتار اشاره دارد. در برخی منابع، معادلهایی مانند «هرزهگو»، «پرگو» و «بسیارگو» برای توضیح معنای آن آورده شده است. این واژه نشاندهنده نوعی انتقاد اجتماعی از زیادهگویی و عدم رعایت اعتدال در سخن گفتن است. در ادبیات کلاسیک فارسی، چنین واژگانی برای توصیف صفات منفی شخصیتی به کار میرفتهاند. کاربرد «نوگواره» امروزه در زبان فارسی رایج نیست و بیشتر در متون لغوی و تاریخی دیده میشود. این واژه بیانگر اهمیت اعتدال در گفتار در فرهنگهای سنتی فارسیزبانان است. در مجموع، نوگواره به معنای فردی پرحرف و هرزهگو است که در گفتار خود دچار افراط و زیادهگویی میشود.
نو گواره
لغت نامه دهخدا
نوگواره. [ ن َ / نُو گ ُ رَ / رِ ] ( ص ) هرزه گو. پرگوی. ( از رشیدی ) ( جهانگیری ) ( برهان قاطع ). بسیارگوی. ( سروری ). نوگفاره. ( از سروری ) ( از برهان ).
فرهنگ فارسی
هرزه گو ٠ پر گوی ٠ بسیار گوی ٠ نو گفاره ٠