لغت نامه دهخدا
نعیق زدن. [ ن َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) بانگ کردن. بانگ کردن زاغ. غارغار کردن کلاغ:
غرابا مزن بیشتر زین نعیقا
که مهجور کردی مرا از عشیقا.منوچهری.
نعیق زدن. [ ن َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) بانگ کردن. بانگ کردن زاغ. غارغار کردن کلاغ:
غرابا مزن بیشتر زین نعیقا
که مهجور کردی مرا از عشیقا.منوچهری.
( مصدر ) بانگ زدن کلاغ و زاغ: غرابامزن بیشتر زین نعیقا که مهجور کردی مرا از عشیقا. ( منوچهری.د.چا.۵:۲ )