لغت نامه دهخدا
( مواضاة ) مواضاة. [ م ُ ] ( ع مص ) با هم چیرگی جستن در پاکیزگی و خوبی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). چیره شدن به کسی در پاکیزگی و زیبایی. ( از اقرب الموارد ). جنگ و نبرد کردن باکسی به سپیدی روی. مؤاضاة. ( تاج المصادر بیهقی ).
( مواضاة ) مواضاة. [ م ُ ] ( ع مص ) با هم چیرگی جستن در پاکیزگی و خوبی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). چیره شدن به کسی در پاکیزگی و زیبایی. ( از اقرب الموارد ). جنگ و نبرد کردن باکسی به سپیدی روی. مؤاضاة. ( تاج المصادر بیهقی ).