مقمعد

لغت نامه دهخدا

مقمعد. [ م ُ م َ ع ِدد ] ( ع ص ) آن که با وی به جهد و کوشش تمام حرف زنی و او با تو نرمی نکند و منقاد و فرمانبر نشود. ( منتهی الارب ). آن کسی که هر چه با وی سخن گویند و جهد و کوشش کنند نرمی نکند و رام و منقاد نگردد و فرمانبردار نشود. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || آن که اعلای شکم او بزرگ باشد و پایین شکم ژولیده و فروهشته. ( منتهی الارب ). کسی که بالای شکم وی بزرگ و پایین آن فروهشته باشد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز