مقطوعات

لغت نامه دهخدا

مقطوعات. [ م َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مقطوعة. رجوع به مقطوعة شود. || جأت الخیل مقطوعات؛ آمدند سواران شتابان از پی یگدیگر. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ).

طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز