مطنجنه

لغت نامه دهخدا

مطنجنه. [ م ُ طَ ج َ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) چیزهای بریان کرده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): و طعام او، گوشت بزغاله و مرغ خانگی و تذرو و طیهوج... مطنجنة. ( ذخیره خوارزمشاهی ) ( یادداشت ایضاً ). و قلیه خشک و اسفیدباها و گوشت بریان و مطنجنه و کباب و قلیه و آبکامه باید خورد.( ذخیره خوارزمشاهی ) ( یادداشت ایضاً ). و طعام گوشتهای بریان و مطنجنه و قلیه خشک خورند. ( ذخیره خوارزمشاهی ) ( یادداشت ایضاً ). و رجوع به ماده قبل شود.

فرهنگ فارسی

چیزهای بریان کرده

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز