لغت نامه دهخدا
مشعوذی. [م ُ ش َع ْ وِ ] ( حامص ) افسونگری. سامری: بدان درجه که ابلیس با کمال مشعوذی و استادی در معمی مکر زنان سررشته کیاست گم کند. ( سندبادنامه ص 100 ).
مشعوذی. [م ُ ش َع ْ وِ ] ( حامص ) افسونگری. سامری: بدان درجه که ابلیس با کمال مشعوذی و استادی در معمی مکر زنان سررشته کیاست گم کند. ( سندبادنامه ص 100 ).
افسونگری سامری