مشرقات
مترادفها
شرق، نواحی شرقی
متضادها
مغربها
لغت نامه دهخدا
مشرقات. [ م ُ رِ ] ( ع ص، اِ ) چیزهای روشن. || کنایه از ستارگان. ( آنندراج ). و رجوع به مُشرق شود.
شرق، نواحی شرقی
مغربها
مشرقات. [ م ُ رِ ] ( ع ص، اِ ) چیزهای روشن. || کنایه از ستارگان. ( آنندراج ). و رجوع به مُشرق شود.