لغت نامه دهخدا
روشن چشم شدن. [ رَ / رُو ش َ چ َ / چ ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب )قرة. ( ترجمان القرآن ). کنایه از مسرور و شاد شدن.
روشن چشم شدن. [ رَ / رُو ش َ چ َ / چ ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب )قرة. ( ترجمان القرآن ). کنایه از مسرور و شاد شدن.
قره. کنایه از مسرور و شاد شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناگهان برچشم من مالید دست گشت روشن چشم من این سان که هست
💡 شدم آشفته به عفوی کآید روشن چشم صد یوسف از این پیراهن پاره ی ما
💡 بوی پیراهن یوسف که کند روشن چشم باد گوئی که سوی پر غم کنعان آرد
💡 گرچه کور شد زان چشم هر خام چو سرمه ساخت روشن چشم اسلام
💡 ز روی اوست روشن چشم عالم به بوی اوست گلشن خاک آدم