شاه ستارگان

لغت نامه دهخدا

شاه ستارگان. [ هَِ س ِ رَ / رِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب است: شاه ستارگان به افق مغرب خرامید. ( کلیله و دمنه ).

فرهنگ فارسی

شاه ستای کنایه از آفتاب است

جمله سازی با شاه ستارگان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خواهد شدن به ‌مِخْلْب‌ شاهین ز همتت شاه ستارگان به فلک بر شکار ملک

💡 تا بوستان بتابش شاه ستارگان بر شاخ آسمان گون آرد ستار بار

💡 آمد چنانکه کرد ستاره شمر شمار شاه ستارگان بحمل شهریار وار

💡 بر عرصه یی که رخ بنماید شکوه او شاه ستارگان ز عداد بیادقست

مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز