مسؤود

لغت نامه دهخدا

مسؤود. [ م َ ئو ] ( ع ص ) دوچار شده به بیماری «سؤاد» از مردم و گوسفند و شتر. ( از اقرب الموارد ). مرد بیمار به مرض سؤاد. ( منتهی الارب ). گرفتار بیماری سؤاد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به سؤاد شود.

فرهنگ فارسی

نعت مفعولی از مصدر گرفتار به بیماری سواد

ترد کردن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز