مرطله

لغت نامه دهخدا

( مرطلة ) مرطلة. [ م َ طَ ل َ ] ( ع مص ) همیشگی ورزیدن به کاری، یا همیشگی کردن در فساد و بس. ( از منتهی الارب ). ادامه دادن به کاری و یا اینکه فقط در فساد باشد. ( از اقرب الموارد ). || به گل و جز آن آلودن. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). بیالودن به گل. ( المصادر زوزنی ). || تر کردن باران کسی را. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || در پوستین مردم افتادن. ( از منتهی الارب ). در عرض کسی واقع شدن. ( از اقرب الموارد ).

اتی یعنی چه؟
اتی یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز