قصیب

لغت نامه دهخدا

قصیب. [ ق َ ] ( ع ص ) شتر بازایستاده از شیر قبل از سیری. ( منتهی الارب ). القصیب من الجمال و النوق؛ الذی یمتنع من شرب الماء فیرفع رأسه عنه. یقال: بعیر و ناقة قصیب. ( اقرب الموارد ). مذکر و مؤنث در وی یکسان است. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

شتر باز ایستاده از شیر قبل از سیری

با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز