عنجل

لغت نامه دهخدا

عنجل. [ ع ُ ج ُ ] ( ع ص ) پیری که از کمی و برهنگی گوشت، استخوانهایش برآمده باشد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
عنجل. [ ع ُ ج َ ] ( ع اِ ) راسو. ( ناظم الاطباء ). رجوع به راسو شود. در یادداشتی بخطمرحوم دهخدا عنجل، «سیاه گوش و عناق الارض و پروانه و فروانق و فجل » معنی شده است. رجوع به سیاه گوش شود.

علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز