عنان برگشادن
مترادفها
گشودن، باز کردن، رها کردن
متضادها
مهار کردن
لغت نامه دهخدا
عنان برگشادن. [ ع ِ ب َ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) عنان اسب را سپردن. گذاردن که اسب آزادانه برود. رها کردن عنان اسب:
چو گفت این سخن در رکاب ایستاد
برآورد باز و عنان برگشاد.نظامی.
فرهنگ فارسی
عنان اسب را سپردن گذاردن که اسب آزادانه برود رها کردن عنان اسب
جمله سازی با عنان برگشادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از سالها اعمال محدودیتهای شدید در حوزه رسانهها، با تغییر رویکرد دولت، شاهد مرحلهای بودیم که میتوان گفت عنان برگشادن بر جریان اطلاعات در فضای عمومی آغاز شد.
💡 وقتی سد بزرگ در اثر سیلهای بیسابقه دچار آسیب شدیدی گشت، ترس ساکنان از اینکه با عنان برگشادن تودههای عظیم آب، روستاها از بین بروند، به شدت افزایش یافت.
💡 در مدیریت استراتژیک، گاهی لازم است مدیران پس از یک دوره کنترل دقیق، اجازه دهند تا خلاقیت رشد کند و با نوعی عنان برگشادن کنترل، فضا را فراهم سازند.