لغت نامه دهخدا
عزیری. [ ع ُ زَ ] ( ص نسبی ) منسوب به عزیر، که پیامبری او مورد اختلاف است. ( از اللباب فی تهذیب الانساب ). و رجوع به عزیر شود.
عزیری. [ ع ُ زَ ] ( اِخ ) احمدبن عبداﷲبن عمار کاتب عزیری، مکنی به ابوالعباس و مشهور به حمار العزیری. محدث بود و از ابن ابی شیبة و دیگران روایت دارد. او شیعی مذهب و از غُلات بود. ( از اللباب فی تهذیب الانساب ).
عزیری. [ ع ُ زَ ] ( اِخ ) محمدبن عزیر سجستانی. مصنف کتاب غریب القرآن. نسبت او به پدرش است، و به دو زاء خواندن آن خطا باشد. ( از اللباب فی تهذیب الانساب ).