لغت نامه دهخدا
( طفلة ) طفلة. [ طَ ل َ ] ( ع ص ) تأنیث طَفْل. ( منتهی الارب ).
طفلة. [ طِ ل َ ] ( ع اِ ) تأنیث طِفْل. دخترینه. ج،طفالة. ( مهذب الاسماء ). صاحب آنندراج گوید: مذکر و مؤنث در طفل یکسان است و نزد بعضی طفلة مؤنث است.
طفله. [ طَ ل َ ] ( ع اِ ) شاهترج. شاهتره. ( تحفه حکیم مؤمن ) ( فهرست مخزن الادویه ). به لغت اهل اندلس زیره صحرائی باشد و به عربی کمون البری خوانندش. ( برهان ) ( آنندراج ).