ضجور

ضجور

«ضجور» واژه‌ای عربی است که در زبان فارسی نیز به کار رفته و در اصل به معنای بی‌قراری و بانگ‌زدن از روی ناراحتی است. در معنای نخستین، این واژه برای توصیف شتر ماده‌ای به کار می‌رفت که هنگام دوشیدن شیر یا هنگام بار کردن بی‌تابی می‌کرد و با صدا و ناله نارضایتی خود را نشان می‌داد. از همین معنا، مفهوم گسترده‌تری در زبان پدید آمده و به حالت انسانی نیز تعمیم یافته است. در کاربرد انسانی، «ضجور» به کسی گفته می‌شود که بسیار دلتنگ، آزرده، ملول یا بی‌قرار باشد. چنین فردی معمولاً در اثر اندوه، فشار روحی یا ناراحتی، حالتی از اضطراب و تنگدلی دارد. در برخی فرهنگ‌های لغت این واژه به معنای خشمگین یا زودآزرده نیز آمده است، زیرا فرد ناراحت و دلگیر ممکن است زود به خشم آید. در متون ادبی فارسی نیز این واژه برای بیان حالتی از اندوه و بی‌تابی به کار رفته است. برای نمونه در آثار ادبی کلاسیک از آن در کنار واژه‌هایی مانند صابر و شاکر استفاده شده تا حالات مختلف انسان‌ها بیان شود. بنابراین ضجور می‌تواند هم به معنای بی‌قراری و ناله‌کردن باشد و هم به حالت درونی اندوه و دل‌تنگی اشاره کند. این واژه بیشتر در متون قدیم و ادبی دیده می‌شود و ریشه در زبان عربی دارد. به طور کلی، «ضجور» به کسی گفته می‌شود که دلتنگ، مضطرب، بی‌قرار یا خشمگین و آزرده باشد.

لغت نامه دهخدا

ضجور. [ ض َ ] ( ع ص ) ناقةٌ ضَجور؛ ناقه ای که در وقت دوشیدن یا بار کردن بانگ و بیقراری نماید. ( منتهی الارب ). شتر ماده بانگ کننده وقت دوشیدن. ( منتخب اللغات ). آن اشتر که جزع کند نزدیک دوشیدن.( مهذب الاسماء ). || دلتنگ. ( منتخب اللغات ). تنگدل و مضطرب و غمگین. ( غیاث ). خشمگین. ضَجِر. ( مهذب الاسماء ): نظر نکنی در بستان که بیدمشک است و چوب خشک، همچنین در زمره توانگران شاکرند و کفور و در حلقه درویشان صابرند و ضجور. ( گلستان ).

فرهنگ معین

(ضَ ) [ ع. ] (ص. ) ۱ - دلتنگ، غمگین. ۲ - خشمگین.

فرهنگ عمید

۱. بسیار دلتنگ، ملول.
۲. آزرده، بی قرار.

فرهنگ فارسی

بسیاردلتنگ، ملول، بی قرار، بسیار آزرده وبی آرام
( اسم ) ۱ - دلتنگ مضطرب غمگین. ۲ - خشمگین.

ویکی واژه

دلتنگ، غمگین.
خشمگین.

خونکار یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز