شیر چهر
مترادفها
زیباروی، خوشسیما، خوشقیافه، زیبا
متضادها
زشتروی، بدصورت
لغت نامه دهخدا
شیرچهر. [ چ ِ ] ( ص مرکب ) که به صورت شیر باشد. که صورت شیر دارد:
همه کژدم وش و خرچنگ کردار
گوزن شیرچهر و گاوپیکر.ناصرخسرو.
فرهنگ فارسی
بصورت شیر باشد که صورت شیر دارد.
جمله سازی با شیر چهر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن جنگجو با چهرهای شیر چهر و نگاهی نافذ، تمام توجه سربازان دشمن را به خود جلب کرد و باعث ایجاد ترس در آنها شد.
💡 در داستانهای حماسی قدیمی، قهرمانان همیشه با ویژگیهایی مانند شجاعت بیباکانه و ظاهری شیر چهر توصیف میشوند تا شکوه خود را نشان دهند.
💡 او با آن هیبت خاص و سیمای شیر چهر، به عنوان یکی از قدرتمندترین رهبران قبیله در تاریخ منطقه شناخته میشد.