لغت نامه دهخدا
خوش شیر. [ خوَش ْ / خُش ْ] ( ص مرکب ) گاو یا چارپایی که شیر دهد و در دوشیدن آزار نرساند. خلاف بدشیر. || طفلی که خوب شیر خورد و برای شیر خوردن آزار نرساند. خلاف بدشیر.
خوش شیر. [ خوَش ْ / خُش ْ] ( ص مرکب ) گاو یا چارپایی که شیر دهد و در دوشیدن آزار نرساند. خلاف بدشیر. || طفلی که خوب شیر خورد و برای شیر خوردن آزار نرساند. خلاف بدشیر.
گاو یا چارپایی که شیر دهد و در دوشیدن آزار نرساند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دوش می گفت زبان حالش حسب حالی خوش شیرین ترم
💡 همه حکایت مطبوع درد عطار است ترانهٔ خوش شیرین مطربان امشب