لغت نامه دهخدا
شهربانوارم. [ ش َ اِ رَ ] ( اِخ ) خواهر گیو، دختر گودرز، زن رستم. ( ناظم الاطباء ):
سپردم به رستم همی خواهرم
شه بانوان شهربانوارم.فردوسی.
شهربانوارم. [ ش َ اِ رَ ] ( اِخ ) خواهر گیو، دختر گودرز، زن رستم. ( ناظم الاطباء ):
سپردم به رستم همی خواهرم
شه بانوان شهربانوارم.فردوسی.