سنقرک

لغت نامه دهخدا

سنقرک. [ س ُ ق ُ رَ ] ( اِمصغر ) مصغر سنقر:
شاخ شکوفه فشان سنقرکانند فرد
هر نفسی بال و پر ریخته شان از قضا.خاقانی.