کلمهی «زست» در فارسی به معنای سخت، شدید، تند و تیز است و معمولاً برای توصیف ویژگیهای خشن، نیرومند یا پرانرژی بهکار میرود. این واژه همچنین میتواند صفات اخلاقی و رفتاری مانند تندخویی، خشمناک بودن یا گستاخی را نشان دهد. «زست» در متون کهن و ادبی فارسی برای توصیف افراد، رفتارها، طبیعت یا شرایطی که نیرومند، خشن و شدید هستند بهکار رفته است. در ادبیات فارسی، «زست» برای تصویرسازی شخصیتها، طبیعت یا رخدادها استفاده میشود و به متن جنبهای نیرومند و برجسته میبخشد. این واژه با صفتهایی مانند سخت، شدید، تندخوی، خشمناک و درشت هممعنی است. شناخت مفهوم این واژه به درک بهتر متون ادبی، تاریخی و شعری کمک میکند و بیانگر توانایی نویسنده در توصیف شدت و قدرت ویژگیهاست. به طور کلی، «زست» نمایانگر شدت، نیرومندی و تیزی در رفتار، حالت یا طبیعت است.
زست
لغت نامه دهخدا
زست. [ زُ ] ( ص ) تندروش ( کذا ) بود. ( لغت فرس اسدی چ اقبال ص 51 ).تندوزوش. ( حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی، یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). سخت. شدید. تند. تیز. غضبناک. گستاخ. تندخوی. خشمناک. و درشت. ( ناظم الاطباء ):
بدانک کینت گردد درست ( کذا )
بدیدار زشت و بکردار زست.
ابوشکور ( از لغت فرس اسدی چ اقبال ص 51 ).
|| ترش. حاد. || شفاف و هواپرست. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
تند روش بود سخت و شدید و تند و تیز