رودربایستی کردن

لغت نامه دهخدا

رودربایستی کردن. [ دَ ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مأخوذ بحیا شدن. در رودربایستی افتادن.در رودربایستی گیر کردن. رجوع به رودربایستی شود.

فرهنگ فارسی

ماخوذ بحیا شدن. در رودر بایستی افتادن

سرو یعنی چه؟
سرو یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز