رقیمجات

لغت نامه دهخدا

رقیمجات. [ رَ م َ ] ( از ع، اِ ) ج ِ رقیمة. ( ناظم الاطباء ). ج ِ غیر فصیح رقیمه: «رقیمجات مفصل مصحوب ذوالفقاربیگ رسیده بود.» ( قایم مقام ) ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع رقیمه: [[ رقیمجات مفضل مصحوب ذوالفقار بیک رسیده بود ]] ( قائم مقام ).

تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز