لغت نامه دهخدا
دانش الفنج. [ ن ِ اَ ف َ ] ( نف مرکب ) دانش اندوز. علم اندوز. که علم و فضل ذخیره کند. که دانش بسیار اندوخته سازد. که علم بسیار فراگیرد:
ز الفنج دانش دلش گنج بود
جهاندیده و دانش الفنج بود.ابوشکور بلخی.
دانش الفنج. [ ن ِ اَ ف َ ] ( نف مرکب ) دانش اندوز. علم اندوز. که علم و فضل ذخیره کند. که دانش بسیار اندوخته سازد. که علم بسیار فراگیرد:
ز الفنج دانش دلش گنج بود
جهاندیده و دانش الفنج بود.ابوشکور بلخی.
کسی که دانش می آموزد و دانش بسیار اندوخته می سازد، دانش آموز، دانش اندوز: ز الفنج دانش دلش گنج بود / جهان دیده و دانش الفنج بود (ابوشکور: شاعران بی دیوان: ۱۰۰ ).
دانش اندوز