خریدگر

مترادف‌ها

خریدار

متضادها

فروشنده

لغت نامه دهخدا

خریدگر. [ خ َ گ َ ] ( ص مرکب ) خریدار. ( یادداشت بخط مؤلف ): الشور؛ انگبین رفتن و عرضه کردن ستور بر خریدگر. ( تاج المصادر بیهقی ).

فرهنگ فارسی

خریدار: الشور: انگبین رفتن و عرضه کردن ستور بر خریدگر.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران