حموص

لغت نامه دهخدا

حموص. [ ح ُ ] ( ع مص ) فرونشستن آماس جراحت.( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). بشدن آماس. ( تاج المصادر بیهقی ). || کم شدن تیزی جنبش بازپیچ. || بنرمی بیرون کردن خاشاک از چشم. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز