ججق تصویر معنی ججق لغت نامه دهخدا ججق. [ ج ُ ج ُ ] ( اِ ) جوانه. جوش [درخت و گیاه ]، در لهجه قزوین. ( یادداشت مؤلف ). کلمات مرتبط خلات خسرگ انثاریقن کزر مقارجه قاضی قزوینی