بوشاسپ، یکی از دیوان مؤنث در اسطورهشناسی مزدیسنا و دین زرتشت است که با لقب «درازدست» شناخته میشود. نقش اصلی او در جهانبینی زرتشتی، مرتبط با به تعویق انداختن امور و ترویج تنبلی و سستی است. بوشاسپ موجودیتی است که با طلوع خورشید و بانگ خروس در سپیدهدم، به فعالیت میپردازد و هدفش به خواب نگه داشتن جهان و تحریک پارسایان به انجام اعمال ناشایست و شر است. این موجودیت نماد نیرویی است که انسان را از انجام وظایف ضروری و سازنده باز میدارد و در مسیر روشنایی و راستی وقفه ایجاد میکند.
ماهیت عملکرد بوشاسپ در متون دینی، مبارزه با نظم و وظیفهشناسی است. او به عنوان عامل اصلی «به تعویق افتادن کارها» معرفی شده است؛ زیرا کوشش میکند مؤمنان را از انجام وظایف نیک و سازندهای که بر عهده دارند، منصرف سازد. او مردمان را به خوابی عمیق فرومیبرد، بهویژه در ساعاتی که مؤمنان باید به نیایش و انجام فرایض دینی خود بپردازند. در این میان، بوشاسپ با فروبردن پیروان دین در خواب، آنان را از برقراری ارتباط معنوی با اهورامزدا و ادای دین خود باز میدارد و زمینهساز غفلت و سستی درونی میگردد.
اگرچه در باورهای زرتشتی این نکته وجود دارد که «به تعداد گناهانی که انسان مرتکب میشود، دیو وجود دارد»، اما بوشاسپ در میان دیوان، جایگاهی ویژه دارد؛ زیرا نام او به صراحت در متون مقدس ذکر شده است. با این حال، برخلاف برخی دیگر از نیروهای اهریمنی که با جزئیات و صفات مشخص توصیف شدهاند، بوشاسپ از معدود شیاطینی است که توصیفات کالبدی یا شرح مفصل اعمالش کمتر دیده میشود و بیشتر، نقش نمادین او در سستی و تعلل مورد تأکید قرار گرفته است.