بها افکندن
متضادها
ارزش نهادن، بزرگداشت کردن، گرامی داشتن
لغت نامه دهخدا
بها افکندن. [ ب َ اَ ک َدَ ] ( مص مرکب ) بقیمت آوردن. ارزش چیزی را تعیین کردن: ده هزار گوسفند از آن من که بدست وی است میش و بره درساعت که این نامه بخواند در بها افکندو به نرخ روز بفروشد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 406 ).