واژه «بشکین» در منابع تاریخی و لغوی فارسی به عنوان یک صورت قدیمی و تغییریافته از نام «مشکین» شناخته میشود و بیشتر در متون کهن به شکل نام جغرافیایی به کار رفته است. این واژه در اصل به یک ناحیه یا منطقه اشاره دارد که در برخی منابع تاریخی از آن یاد شده و در مسیر رویدادهای سیاسی و نظامی دورههای گذشته قرار داشته است. در برخی متون مانند تاریخ جهانگشای جوینی، از «ناحیت بشکین» یاد شده که نشان میدهد این نام در گذشته به عنوان یک واحد جغرافیایی مشخص مورد استفاده بوده است. کاربرد این واژه بیشتر در بستر تاریخی و روایتهای مربوط به حرکت سپاهیان و وقایع دورانهای قدیم دیده میشود و امروزه به شکل مستقل و رایج در زبان فارسی کاربرد ندارد. از نظر زبانی، «بشکین» را میتوان صورت دگرگونشده یا گویشی از «مشکین» دانست که در گذر زمان و تغییرات زبانی دچار تحول آوایی شده است. این نوع تغییرات در نامهای جغرافیایی بسیار رایج بوده و باعث شکلگیری صورتهای مختلف از یک نام واحد در منابع مختلف شده است. در برخی موارد نیز این واژه به صورت نسبی یا وصفی در متون قدیم دیده میشود که به همان ناحیه یا منسوبان به آن اشاره دارد. اهمیت این واژه بیشتر از جنبه تاریخی آن است تا کاربرد زبانی معاصر، زیرا امروزه به عنوان نام مستقل یا واژه رایج مورد استفاده قرار نمیگیرد.
بشکین
لغت نامه دهخدا
بشکین. [ ب ِ ] ( اِخ ) صورتی از مشکین: سلطان [ جلال الدین ] نیز متوجه ناحیت بشکین شد. ( جهانگشای جوینی چ لیدن 1334 هَ. ق. ج 2 ص 184 ). و رجوع به مشکین و ماده بعد شود.
فرهنگ فارسی
صورتی از مشکین: سلطان نیز متوجه ناحیت بشکین شد.