لغت نامه دهخدا
( برآمیختن ) برآمیختن. [ ب َ ت َ] ( مص مرکب ) ممزوج کردن. مخلوط کردن. آمیختن. درهم کردن. تخلیط. ( دهّار ). اختلاط. رجوع به آمیختن شود.
( برآمیختن ) برآمیختن. [ ب َ ت َ] ( مص مرکب ) ممزوج کردن. مخلوط کردن. آمیختن. درهم کردن. تخلیط. ( دهّار ). اختلاط. رجوع به آمیختن شود.
( برآمیختن ) = آمیختن
( بر آمیختن ) ممزوج کردن مخلوط کردن.