لغت نامه دهخدا
بخیزیدن. [ ب َ دَ ] ( مص ) دوتا گردیدن برای تعظیم امیری. ( آنندراج ). خم کردن سر برای توقیر و تعظیم. ( ناظم الاطباء ).
بخیزیدن. [ ب َ دَ ] ( مص ) دوتا گردیدن برای تعظیم امیری. ( آنندراج ). خم کردن سر برای توقیر و تعظیم. ( ناظم الاطباء ).