باحثاء
مترادفها
پژوهشگران، محققان
لغت نامه دهخدا
باحثاء. [ ح َ ] ( ع اِ ) خاکی که بخاک سوراخ موش دشتی ماند. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
پژوهشگران، محققان
باحثاء. [ ح َ ] ( ع اِ ) خاکی که بخاک سوراخ موش دشتی ماند. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).