لغت نامه دهخدا
انیژ. [ اَ ] ( اِ ) بومادران. ( ناظم الاطباء ) ( انجمن آرا ). بوی مادران را گویند که عقرب از آن بگریزد. ( آنندراج ). گیاهی است که آنرا بوی مادران گویندو عقرب از آن بگریزد. ( برهان ). برنجاسپ. برنجاسف.
انیژ. [ اَ ] ( اِ ) بومادران. ( ناظم الاطباء ) ( انجمن آرا ). بوی مادران را گویند که عقرب از آن بگریزد. ( آنندراج ). گیاهی است که آنرا بوی مادران گویندو عقرب از آن بگریزد. ( برهان ). برنجاسپ. برنجاسف.
بو مادران. بوی مادران را گویند که عقرب از آن بگریزد. گیاهی است که آن را بوی مادران گویند و عقرب از آن بگریزد.
اسم: انیژ (دختر) (فارسی) (طبیعت) (تلفظ: anizh) (فارسی: انیژ) (انگلیسی: anizh)
معنی: نام یک گیاه