لغت نامه دهخدا
انغضاض. [ اِ غ ِ ] ( ع مص ) فرازشدن چشم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). فروخوابیده شدن چشم.( تاج المصادر بیهقی ). انغماض. ( از اقرب الموارد ).
انغضاض. [ اِ غ ِ ] ( ع مص ) فرازشدن چشم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). فروخوابیده شدن چشم.( تاج المصادر بیهقی ). انغماض. ( از اقرب الموارد ).
فراز شدن چشم. فرو خوابیده شدن چشم.