اندروایی

لغت نامه دهخدا

اندروایی. [ اَ دَ ] ( حامص مرکب ) سرگشتگی و حیرانی. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ). بی حواسی. ( ناظم الاطباء ):
ز اندروایی ار خواهی نجاتی
ترا باید ز جود او براتی.شاکر بخاری.|| آرزومندی و حاجت. ( فرهنگ سروری ). آرزومندی و نیازمندی. ( مؤید الفضلاء ). حاجتمندی. || سرنگونی. ( برهان قاطع ). سر فروافکندگی و واژگونی. ( ناظم الاطباء ). نگون آویختگی. ( فرهنگ سروری ). سرنگونی. || ( اِ مرکب ) آرزو. ( برهان قاطع ). آرزو و خواهش و میل. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

سرگشتگی و حیرانی. بی حواسی آرزو. یا سرنگونی.

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
قماربازی یعنی چه؟
قماربازی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز