اغلیس

لغت نامه دهخدا

( آغلیس ) آغلیس. ( از یونانی، اِ ) ( بمعنی طاهر ) فنجنکشت. ( مخزن الادویه ). پنج انگشت. فنطافلون. ذو خمسة اوراق. ذو خمسةاصابع. دل آشوب. سگسنبویه. فقد. فقده. سیسبان. اثلق.بنطافلن. بنطاباطیس. بنطاطومن. بنطادقطولن. آغنس.

فیکس یعنی چه؟
فیکس یعنی چه؟
ناوک یعنی چه؟
ناوک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز