اصفعند

لغت نامه دهخدا

اصفعند. [ اِ ف َ ع َ ] ( معرب، اِ ) می. ( منتهی الارب ). خمر. اصفعید. اسفنط. اصفنط. اصفد. اصفعد. ( از نشوءاللغة ). و رجوع به کلمه های مزبور شود.

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز