اصفعند تصویر معنی اصفعند لغت نامه دهخدا اصفعند. [ اِ ف َ ع َ ] ( معرب، اِ ) می. ( منتهی الارب ). خمر. اصفعید. اسفنط. اصفنط. اصفد. اصفعد. ( از نشوءاللغة ). و رجوع به کلمه های مزبور شود. کلمات مرتبط اصفند اسفنط اسفیذباج نفجان اقرنفاط