لغت نامه دهخدا
اسفرانجان. [ ] ( اِخ ) قریه ای از مضافات اردبیل: فرزند سعادتمندش عوض، از منزل ترمکین کوچ فرموده در قریه اسفرانجان که از جمله مضافات خطه اردبیل است، ساکن گشت. ( حبیب السیر ج 3 جزو 4 ص 323 ).
اسفرانجان. [ ] ( اِخ ) قریه ای از مضافات اردبیل: فرزند سعادتمندش عوض، از منزل ترمکین کوچ فرموده در قریه اسفرانجان که از جمله مضافات خطه اردبیل است، ساکن گشت. ( حبیب السیر ج 3 جزو 4 ص 323 ).