استخلاء

مترادف‌ها

تخلیه، خالی کردن

متضادها

پر کردن، اشغال کردن

لغت نامه دهخدا

استخلاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) استخلاء مکان؛ خالی شدن جای. ( از منتهی الارب ). خالی خواستن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). خلوت جستن. خلوت خواستن برای نهانی گرفتن چیزی: استخلاءاز ملک؛ خلوت خواستن از پادشاه. ( از منتهی الارب ).

جمله سازی با استخلاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نیروهای امداد و نجات بلافاصله پس از وقوع زلزله، عملیات استخلاء ساختمان‌های آسیب‌دیده و انتقال سریع تمامی ساکنان به مناطق امن را با دقت تمام آغاز کردند.

💡 دولت برای جلوگیری از انتشار سریع بیماری، دستور استخلاء فوری مناطق قرنطینه شده و انتقال سریع تمامی ساکنان به مراکز درمانی و امن را صادر کرد.

💡 فرآیند استخلاء زمین‌های کشاورزی از آلاینده‌های شیمیایی خطرناک، پس از سال‌ها استفاده از سموم، به برنامه‌ریزی بسیار دقیق و نظارت مستمر کارشناسان متخصص نیاز دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران