لغت نامه دهخدا
اخیف. [ اَ ی َ ] ( ع ص ) آنکه یک چشم سیاه و چشم دیگر ازرق دارد از مردم و اسب و جز آن. آنکه یک چشم سیاه دارد و دیگر سبز. ( زوزنی ) ( مؤید الفضلاء ). چشمی سیاه و چشمی ازرق. آنکه یک چشم کبود دارد و دیگر چشم سیاه. اسبی که یک چشمش سیاه و یک کبود یا سفید باشد. مؤنث: خَیْفاء. || اسپ سیاه و سفید. || جمل اخیف؛ شتر که غلاف نره او فراخ باشد. ج، خیف، خوف. ( منتهی الارب ). و جمعالاخیف، خیف و خوف بالکسر و الضم. ( تاج العروس ).
اخیف. [ اَ ی َ ] ( ع اِ ) نامی از نامهای مردان عرب.
اخیف. [ اُ خ َ ] ( اِخ ) نامی از نامهای مردان عرب و از جمله نام مجفربن کعب بن عنبر تمیمی است.