احمار

لغت نامه دهخدا

احمار. [ اِ ] ( ع مص ) کودک سرخ زادن. || احمارِ دابّه؛ علف دادن دابه تا متغیر شود بوی دهن وی. ( منتهی الارب ).

رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز