عینک هزارنما. [ ع َ / ع ِ ن َ ک ِ هََ / هَِن ُ / ن ِ / ن َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی از شیشه که در آن یک چیز، متعدد نمایان شود. عینک هزاربین. ( آنندراج ). و رجوع به عینک هزاربین شود: دل خراب ز وحدت به کثرت انجامد شکست آینه ها عینک هزارنماست.سراج المحققین ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
نوعی از شیشه که در آن یک چیز متعدد نمایان شود عینک هزار بین
جمله سازی با عینک هزارنما
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خواهم که رُخَت بینم بیواسطهٔ عینک خواهم که بَرَت گیرم بیحایل پیراهن
💡 او در تیرماهِ سالِ ۱۳۹۵ برای درمانِ بیماری و عوارضِ جرّاحیِ ناموفّق، علیرغمِ مخالفتِ پزشکانِ ایرانی، به فرانسه رفت و سرانجام روزِ ۱۴ تیر در بیمارستانی در فرانسه درگذشت. پیکر او ۲۰ تیرماه ۱۳۹۵ در لواسان به خاک سپرده شد. او به دلیل حساسیت چشمانش به نور، معمولاً از عینک تیره استفاده میکرد.
💡 دل بینا براه معرفت، چشمی نمی خواهد به عینک احتیاجی نیست هرگز چشم روشن را
💡 کیمورا عادت داشت که صبح زود از خواب برخیزد و با عینک تهاستکانیاش روزنامه بخواند. او همچنین گفتگوهای زندهٔ تلویزیونی مجلس را دنبال میکرد. او دلیل طول عمرش را خوردن وعدههای غذایی کوچک میداند. او در زمان فرمانروایی چهار امپراتور ژاپن و ۶۱ نخستوزیر این کشور زندگی کرد.
💡 نگه را ربط عینک مانع جولان نمیباشد گذشتنگر بود منظور مهمیزیست حامل هم
💡 گرچه شد محتاج عینک دیده بی شرم تو همچنان چون کودکان سیر از تماشا نیستی