لغت نامه دهخدا
داغ درفشی. [ غ ِ دِ رَ ] ( ترکیب وصفی ) منسوب به داغ درفش. داغی با درفش پدید آمده. داغی که درفش را گرم کرده، دهند و بداغ درفشی اکثر سوراخ کردن در چیزی منظور باشد. ( غیاث ).
داغ درفشی. [ غ ِ دِ رَ ] ( ترکیب وصفی ) منسوب به داغ درفش. داغی با درفش پدید آمده. داغی که درفش را گرم کرده، دهند و بداغ درفشی اکثر سوراخ کردن در چیزی منظور باشد. ( غیاث ).
داغی بد رفش پدید آمده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سراپردهای دید دیگر سیاه درفشی درفشان بکردار ماه
💡 سپه دید با جوشن و ساز جنگ درفشی سیه پیکر او پلنگ
💡 درفشی که بد پیکر او عقاب که بود از نخست آن افراسیاب
💡 ابر دست فرخنده ی آن جناب درفشی درخشان تر از آفتاب
💡 ز هر سو درفشی برافرا ختند سوی کاخ بدخواه درتاختند