رفش

لغت نامه دهخدا

رفش. [ رَ ] ( اِ ) درفش. ( ناظم الاطباء ). رجوع به درفش شود.
رفش. [ رَ ] ( ع مص ) کوفتن چیزی. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). کوفتن. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || نیک خوردن و نوشیدن در فراخی و نعمت. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || برآغالانیدن. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
رفش. [ رَ ] ( ع اِ ) رُفش. بیل چوبین. پارو. ( یادداشت مؤلف ). بیل چوبین. ( دهار ). بیل که با آن خاک بردارند. ( آنندراج ). بیل. المثل: من الرفش الی العرش، درباره کسی گویند که به جاه و عزت رسد بعد از خواری و مذلت. ( ناظم الاطباء ). و منه المثل: الرفش الی العرش؛ یعنی سلطنت بعد از عمل بمجرفه در حق شخصی گویند که به جاه و عزت رسد بعد از خواری و مذلت. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || اکل: الرفش و القفش؛ یعنی اکل و نکاح. ( ناظم الاطباء ). || ( ص ) ج ِ اَرفَش و رَفشاء. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به ارفش و رفشاء شود.
رفش. [ رُ ] ( ع اِ ) رَفش. ( ناظم الاطباء ). رجوع به رَفش شود. || ج ِ رفشاء. رجوع به رفشاء شود.
رفش. [ رَ ف َ ] ( ع مص ) کلان شدن گوش کسی. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). کلان شدن گوش و بزرگ گردیدن. ( از آنندراج ).

جمله سازی با رفش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای دوست مفتقر را آگهی شر رفشان ده تا گیرد از من آهی در خرمن مناهی

با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز