لغت نامه دهخدا
حرف ادنی. [ ح َ ف ِ اَ نا ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) هفت حرف از حروف ظلمانی را اهل جفر بدین نام خوانند. رجوع به حرف نورانی شود.
حرف ادنی. [ ح َ ف ِ اَ نا ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) هفت حرف از حروف ظلمانی را اهل جفر بدین نام خوانند. رجوع به حرف نورانی شود.
هفت حرف از حروف ظلمانی را اهل جفر بدین نام خوانند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ادنی مقام او شب معراج روح قدس اعلی مراتب درجات کمال یافت
💡 جلوگاهت عرش اعلا بود از آن بارگاه در جوار بارگاه تخت او ادنی زدند
💡 طیور عرشی بام تجرد احدی صلا زنند ز قاب دو قوس او ادنی
💡 هر بهاری گل به دامن میکند زر پیشکش تا خطابش ترک من ادنی وادش میکند
💡 جذبه صحبت خورشید چو شبنم ما را سوی مصعد دگر از مهبط ادنی آورد
💡 تیر چون زان جبههٔ غرّا گذشت خونش از قوسین او ادنی گذشت