کدوه

لغت نامه دهخدا

کدوه. [ ک ُ ] ( ع اِ ) ج ِ کَده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به کده شود.
کدوه. [ ک ُ ] ( ع مص ) خراشیدن روی. ( منتهی الارب ). رجوع به کدح و کَده شود.
کدوه. [ ک ُ ] ( ع اِمص ) خراش. ( برهان ) ( آنندراج ). خراشیدگی. ( ناظم الاطباء ). || خراشیدن. ( برهان ) ( آنندراج ). رجوع به کُدَه شود. || گرفتگی. || شکافتگی. ( ناظم الاطباء ). || گرفتن. ( برهان ) ( آنندراج ).

جمله سازی با کدوه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در کارناتاکا و کرالا، بیشترین برهمن‌های گاود ساراسوات پیرو مادهواچاریا هستند، در حالی که چیتراپور ساراسوات برهمن‌ها اسمارت‌ها، پیروی آدی شانکارا می‌باشند. چاندراکانت کنی نویسنده و افسر پیشین یی سی اس ون کدوه این گونه بیان می‌کند که: «بیشتر ساراسوات‌ها، از غبیل آن‌هایی که در ایالت گوا هستند، حال در وایشناوا هستند».

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز